تبليغاتX
گوگولی


گوگولی

من دیر به دیر میام.

شب یلدا مبارک


روي گل شما به سرخي انار

شب شما به شيريني هندوانه


خندتون مانند پسته

و عمرتون به بلندي يلدا


تو ميري و من فقط نگاهت مي کنم ، تعجب نکن که چرا گريه نمي کنم ، بي تو يک عمر

فرصت براي گريستن دارم ، اما براي ديدن تو همين يک لحظه باقيست ،
تا يلدايي ديگر انتظارت را خواهم کشيد . . .

نوشته شده در چهارشنبه سی ام آذر 1390ساعت 4:59 PM توسط مهسا| |

باز این چه شعله غم و اندوه ماتم است ؟
باز این حدیث حادثه جانگذار چیست؟
باز این چه قصه ایست که با غصه توام است؟
این آه جانگزاست که در ملک دل به پاست‏
یا لشکر عزاست که در کشور غم است
آفاق پر ز شعله برق و خروش رعد
یا ناله پیاپى و آه دمادم است؟
چون چشمه چشم مادر گیتى ز طفل اشک‏
روى جهان چو موى پدر کشته درهم است
زین قصه سر به چاک گریبان کروبیان‏
در زیر بار غصه قد قدسیان خم است
‏گلزار دهر گشته خزان از سموم قهر
گویا ربیع ماتم و ماه محرم است
‏ماه تجلى مه خوبان بود به عشق
روز بروز جذبه جانباز عالم است
‏مشکوة نور و کوکب درى نشأتین
مصباح سالکان طریق وفا حسین‏

نوشته شده در یکشنبه ششم آذر 1390ساعت 4:33 PM توسط مهسا| |

قطار می رود....تو می روی..... تمام ایستگاه می رود............
و من چقدر ساده ام که سالهای سال ،در انتظار تو
کنار این قطار رفته ایستاده ام

نوشته شده در سه شنبه هفدهم آبان 1390ساعت 4:52 PM توسط مهسا| |

چقدر پيــــاده رو ها را کـــــــــــــــش مي دهند . . .

اين برگهاي پــایيـــــــــــــزي !

مي خواهم پيـــــــــــــاده شوم . . .

سوار اتوبوسي تنــــــــــــــــــــــد رو شوم . . .

تا پایيـــــز را رد کنم. . .

"فصل عاشـــــــــــــــقان" را . . .

ما را چه به این حرفا !

نوشته شده در سه شنبه هفدهم آبان 1390ساعت 4:47 PM توسط مهسا| |

خسته شدم از بس به آدمایی که می خوان جای تو رو توی قلبم بگیرن گفتم: ببخشید، این جا جای دوستمه، الان برمی گرده!


آرزو دارم وقتی لبخند دنبال جایی برای نشستن می گردد، تو در آن نزدیکی باشی.


برای تا ابد ماندن گاهی باید رفت! گاهی به قلب کسی، گاهی از قلب کسی.


رفیق مثل کفش می مونه، رفاقت مثل جاده.
چقدر سخته وسط جاده بفهمی پا برهنه ای.


زخمی عمیق بر پهلویم است، روزگار نمک می پاشد و من پیچ و تاب می خورم و همگان گمان می کنند که من مستم و می رقصم!


صبر کن سهراب... قایقت جا دارد؟ من هم از همهمه ی داغ زمین بیزارم...


من به اندازه چشمان تو غمگین ماندم و به اندازه هر برق نگاهت نگران، تو به اندازه تنهایی من شاد بمان.


حالا اشک ها هم شبیه تو شده اند، گریه که می کنم نمی آیند.


من به یاد دل و دل یاد تو را می گیرد، دل اگر یاد عزیزیش نکند می میرد.


در تکاپوی دلت، یاد دل من هم باش. یاد من نه! یاد خود کن که در آن جا داری.


شاید با هم بودن سخت تکرار شود، اما به یاد هم بودن را هر لحظه می توان تکرار کرد...


لامارتین شاعر فرانسوی: تو را دوست دارم بدون این که علتش را بدانم، محبتی که علت داشته باشد یا احترام است، یا ریا.


دیر گاهیست که تنها شده ام / قصه ی غربت غمها شده ام
من که بی تاب شقایق بودم / همدم سردی یخ ها شده ام
آه چشمان مرا خاک کنید / تا نبینم که تنها شده ام


سخت ترین دو راهی عشق دو راهی بین فراموش کردن و انتظاراست، گاهی کامل فراموش می کنی و بعد می بینی که باید منتظر می ماندی و گاهی آن قدر منتظرمی مانی که می فهمی زودتر از این ها باید فراموش می کردی.


آن روز که سقف خانه ها چوبی بود / گفتار و عمل در همه جا خوبی بود
امروز بنای خانه ها سنگ شده / دلها همه با بنا هماهنگ شده!


یارانه ی محبت هاتو قطع نکن... من زیر خط فقر مهربونیاتم.


یاد سهراب بخیر! آن سپهری که تا لحظه خاموشی گفت:
تو مرا یاد کنی یا نکنی، باورت گر بشود گر نشود، حرفی نیست. اما نفسم می گیرد در هوایی که نفس های تونیست.


اگر روزی بین رفتن و ماندن شک کردی... حتما برو، بی معطلی.
چون نمی بایست کار به شک می کشید که بیاندیشی یا نیاندیشی!


نه چتر با خود داشتی، نه چمدان... عاشقت شدم. از کجا باید می دانستم مسافری؟


نام تو را تا می برم، قلبم غریبی می کند،
چشم انتظاری در دلم، درد عجیبی می کند.

دل کندن اگر کار راحتی بود فرهاد به جای بیستون دل می کند.


کسی هرگز نمی داند چه سازی می زند فردا، چه شد دیروز، چه می دانی، تو از فردا؟ همین یک لحظه را دریاب که فردا می شویم تنها


نگاهم کن که چشمانت قشنگ است
صدایم کن که دل در سینه تنگ است
مرا با خود ببر آن سوی غربت
که این جا شیشه هم از جنس سنگ است


همیشه در بهترین زوایای قلبم خواهی ماند، آنجا که فقط جاودانه ها می مانند.


این همه رنجی که دنیا بر سر ما می کند
غیر ما هر کس که باشد ترک دنیا می کند
بارها گفتم که فردا ترک دنیا می کنم
چون که یادت می کنم امروز و فردا می کنم

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم مهر 1390ساعت 7:54 PM توسط مهسا| |

به مردم بیش از آنچه انتظار دارند بدهید و این کار را با شادمانی انجام دهید.
با مرد یا زنی ازدواج کنید که عاشق صحبت کردن با او هستید. برای اینکه وقتی پیرتر می شوید، مهارت های مکالمه ای مثل دیگر مهارت ها خیلی مهم می شوند.
همه ی آنچه را که می شنوید باور نکنید، همه ی آنچه را که دارید خرج نکنید و یا همان قدر که می خواهید نخوابید.
وقتی می گویید: دوستت دارم، منظورتان همین باشد.
وقتی می گویید: متاسفم. به چشمان شخص مقابل نگاه کنید.
قبل از اینکه ازدواج کنید حداقل شش ماه نامزد باشید.
به عشق در اولین نگاه باور داشته باشید.
هیچ وقت به رؤیاهای کسی نخندید. مردمی که رؤیا ندارند هیچ چیز ندارند.
عمیقاً و با احساس عشق بورزید. ممکن است آسیب ببینید ولی این تنها راهی است که به طور کامل زندگی می کنید.
در اختلافات منصفانه بجنگید و از کسی هم نام نبرید.
مردم را از طریق خویشاوندانشان داوری نکنید.
آرام صحبت کنید ولی سریع فکر کنید.
وقتی کسی از شما سوالی می پرسد که نمی خواهید پاسخ دهید، لبخندی بزنید و بگویید: چرا می خواهی این را بدانی؟
به خاطر داشته باشید که عشق بزرگ و موفقیت های بزرگ مستلزم ریسک های بزرگ هستند.
وقتی کسی عطسه می کند به او بگویید: عافیت باشد.
وقتی چیزی را از دست می دهید، درس گرفتن از آن را از دست ندهید.
این سه نکته را به یاد داشته باشید: احترام به خود، احترام به دیگران و مسئولیت همه کارهایتان را پذیرفتن.
اجازه ندهید یک اختلاف کوچک به دوستی بزرگتان صدمه بزند.
وقتی متوجه می شوید که که اشتباهی مرتکب شده اید، فوراً برای اصلاح آن اقدام کنید.
وقتی تلفن را بر می دارید لبخند بزنید، کسی که تلفن کرده آن را در صدای شما می شنود.
زمانی را برای تنها بودن اختصاص دهید.
یک دوست واقعی کسی است که دست شما را بگیرد و قلب شما را لمس کند.

نوشته شده در شنبه دوم مهر 1390ساعت 6:26 PM توسط مهسا| |

طوری نیست آدم واسه کسی که

دوسش داره غرورشو از دست بده ،

ولی فاجعه است که به خاطر

غرورش کسی رو که دوست داره از

دست بده.

نوشته شده در شنبه دوم مهر 1390ساعت 4:56 PM توسط مهسا| |

دم به دم ساعت به ساعت یادتم ، گر

خوشم یا ناخوشم در هر دو حالت به

یادتم.

نوشته شده در شنبه دوم مهر 1390ساعت 4:50 PM توسط مهسا| |


I love my EYES when u look into them
I love my NAME when u say it
I love my HEART when u love it
I love my LIFE when u are in it

چشامو وقتی تو بهشون نگاه میکنی دوست دارم،

اسممو وقتی دوست دارم که تو صداش میکنی،

قلبمو وقتی دوست دارم که تو دوسش داشته باشی،

زندگیم رو وقتی دوست دارم که تو توش هستی . . .

.

.

.

The words are easy when the language is LOVESee !

I love the y

i love the o

i love the u

put them together

وقتی زبانمون زبان عشق باشه کلمات خیلی ساده میشن!

نگاه کن؛

من Y رو دوست دارم

من O رو دوست دارم

من U رو دوست دارم!

حالا اینارو بزار کنار هم . . .


.

.

.

Falling in love is when she falls asleep in your
arms and wakes up in your dreams

عاشق شدن یعنی وقتی که اون توی آغوشت

خوابش میبره و بعد توی رویاهات بیدار میشه . . .

.

.

.

Love is Pure
Love is Sure
Love is sweet poison
that Doctors can’t cure

عشق یعنی پاکی

عشق یعنی اطمینان

عشق یه زهر شیرینه

که دکتر ها نمیتونن درمانش کنن!

.

.

.

There are 3 steps to happiness:
1. you, 2. me, 3. our hearts, 4. eternity

سه گام برای رسیدن به شادی وجود داره :

۱- تو   ۲- من   ۳- قلبامون….و بعد ابدیت!

.

.

.

greatest words : I dun wana los U
pleasant words : I care for U
sweet words : I admire U
wonderful words : miss U
most important word : YOU

5 تا از بزرگترین کلمات : من نمیخوام از دستت بدم.

۴ تا از دوست داشتنی ترین کلمات : تو برام مهم هستی.

۳ تا کلمه ی شیرین : تورو تحسین میکنم.

۲ تا کلمه ی شگفت انگیز : دلتنگت هستم.

۱ کلمه که از همه مهمتره : “تو”

.

.

.

.

Knock! Knock! May I Come Into Ur World?
I Bring No Flowers, No Gifts But Wishes
To Keep U Fresh, Prayers To Keep U
Healthy & Love To Keep U Smiling

تق! تق! اجازه هست پا به دنیای تو بزارم؟ من با خودم گل نمیارم،

با خودم هدیه هم نمیارم اما یه عالمه آرزو با خودم میارم که تورو همیشه تر و تازه نگه داره،

با خدم کلی دعا میارم برای سلامتی تو، و با خودم عشق میارم تا کاری کنم تو همیشه لبخند بزنی . . .

.

.

.

Find arms that will hold u at ur weakest,
eyes that will c u at ur ugliest
heart that will luv at ur worst,
if u hv found it, u’ve found luv

دستایی رو پیدا کن که در ضعیف ترین حالتت نگهت دارن،

چشمایی که در زشت ترین حالتت نگاهت کنن

قلبی رو که وقتی توی بد ترین حالت هستی دوست داشته باشه؛

اگر تونستی اینارو پیدا کنی بدون که عشق رو پیدا کردی . . .

.

.

.

The essential sadness is to go through life without loving
But it would be almost equally sad to leave this world without ever telling
those you love

بد ترین غم اینه که وارد زندگی بشی که توش عشق وجود نداشته باشه

تقریبا مثل این میمونه که این دنیا رو ترک کنی بدون اینکه

به کسایی که دوسشون داری چیزی از عشقت گفته باشی . . . !

.

.

.

Accidents do happen.i slip- i trip- i stumble-
i fall & usually i dont care at all.
but now i dont know what to do cos
i slipped and fell in love with u

اینا همه اتفاقیه که میفته…. من لیز میخورم، میلغزم ، تلو تلو میخورم،

میافتم و اکثرا هم اصلا اهمیت نمیدم  اما حالا نمیدونم چیکار کنم!

آخه ایندفه لیز خوردم و توی عشق تو افتادم !

(در اصل منظور این بوده که عاشق تو شدم!)

.

.

.

A bell is no bell ’til u ring it, a song is no song ’til u sing it & luv in ur
heart wasnt love put there to stay – luv isnt luv ’til you give it away

یک زنگ هیچی نیست تا وقتی به صدا درش بیاری، یک شعر تا وقتی خونده نشه شعر نیست،

عشق توی قلب تو تا وقتی که اسیرش کنی عشق نیست،

عشق وقتی عشقه که رهاش کنی تا بره (به دیگه ای هدیه بدیش)

.

.

.

I wish i was ur blanket,i wish i was ur bed, i wish i was ur pillow
underneath ur head,i wanna b around u,
i wanna hold u tight, & b the lucky person
who kisses u goodnite

کاش میشد من پتوی تو بودم، کاش میشد توی تخت تو بودم

آرزو داشتم که بالش تو باشم، زیر سرت باشم

میخوام همیشه اطراف تو باشم، میخوام تورو محکم در آغوش بگیرم،

دلم میخواد من همون شخص خوش شانسی باشم که میبوستت و بهت شب بخیر میگه

.

.

.

love is like war
easy to start
and difficult to end

عشق مثل جنگ میمونه

شروع کردنش خیلی آسونه

اما پایان دادنش سخته

.

.

.

my” love” is non stop like ‘’sea”
its ”trust” like ”blind”
its’’shine” like ‘’star”
its”warm” like ‘’sun”
its” soft” like ”flower”
AND
its ” beautiful” like ”u”

عشق مثل دریا هرگز متوقف نمیشه.

عشق مثل یه آدم کور اطمینان میکنه.

عشق مثل ستاره میدرخشه.

عشق مثل خورشید گرم میکنه.

عشق مثل گل ها لطیفه.

و

عشق درست مثل تو زیباست

.

.

.

To Luv some1 is madness, 2b loved by some1 is a Gift
Loving some1 who loves u is a duty,
but being loved by some1 whom u luv is LIFE

دوست داشتن یه نفر دیوونگیه، دوست داشته شدن توسط یه نفر یک هدیه ست

دوست داشتن کسی که دوست داره وظیفست،

اما دوست داشته شدن توسط کسی که دوسش داری زندگیه!

.

.

.

In life luv is neither planned nor does it happen
for a reason but when the luv is real
it becomes your plan for life n reason for living

توی زندگی عاشق شدن نه برنامه ریزی شدست و نه با دلیل اتفاق میفته

اما وقتی که عشق حقیقی باشه تبدیل میشه به برنامه ی زندگیتون و دلیل زنده بودنتون

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390ساعت 6:12 PM توسط مهسا| |

مردی در کنار ساحل دورافتاده ای قدم می‌زد. مردی را در فاصله دور می بیند که مدام خم می‌شود و چیزی را از روی زمین بر می‌دارد و توی اقیانوس پرت می‌کند. نزدیک تر می شود، می‌بیند مردی بومی صدفهایی را که به ساحل می­افتد در آب می‌اندازد.
 - صبح بخیر رفیق، خیلی دلم می­خواهد بدانم چه می­کنی؟
- این صدفها را در داخل اقیانوس می اندازم. الآن موقع مد دریاست و این صدف ها را به ساحل دریا آورده و اگر آنها را توی آب نیندازم از کمبود اکسیژن خواهند مرد.
- دوست من! حرف تو را می فهمم ولی در این ساحل هزاران صدف این شکلی وجود دارد. تو که نمی‌توانی آنها را به آب برگردانی خیلی زیاد هستند و تازه همین یک ساحل نیست. نمی بینی کار تو هیچ فرقی در اوضاع ایجاد نمی­کند؟
مرد بومی لبخندی زد و خم شد و دوباره صدفی برداشت و به داخل دریا انداخت و گفت:
"برای این یکی اوضاع فرق کرد."

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390ساعت 6:7 PM توسط مهسا| |


Design By : Night Skin